
دلم را ورق می زنم
به دنبال نامی که گم شد
در اوراق زرد و پراکنده ی این کتاب قدیمی
به دنبال نامی که من...
-من ٍ شعرهایم که من هست و من نیست-
به دنبال نامی که تو...
-توی آشنا-ناشناس تمام غزلها-
به دنبال نامی که او...
به دنبال اویی که کو؟
~~~~~
دنباله:
- خودم را می شناسم و نمی شناسم. تو را می شناسم و نمی شناسم. او را... فرق تو و او چیست؟!
-

نه چراغ چشم گرگی پیر،
نه نفس های غریب کاروانی خسته و گمراه،
مانده دشت بیکران خلوت و خاموش،
زیر بارانی که ساعت هاست می بارد؛
در شب دیوانه غمگین،
که چو دشت او هم دل افسرده ای دارد.
در شب دیوانه غمگین،
مانده دشت بیکران در زیر باران، آه، ساعت هاست
همچنان می بارد این ابر سیاه ساکت دلگیر.
نه صدای پای اسب رهزنی تنها؛
نه صفیر باد ولگردی،
نه چراغ چشم گرگی پیر.
