تبليغاتX
با که گویم ... - بوی وفا - طبیب اصفهانی
با که گویم ...

شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم

نالیــم آنـقــدر که جهـــان را خبـر کنیم

نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمن

با چشم تر چو قطره شبنم سفر کنیم

پرســد اگر کســـی ز دل ناتــوان مــا

آهی ز دل کشیم و سخن مختصر کنیم

تا می توان ز خون دل داغدار خویش

چون لاله در قدح می بی دردسر کنیم

تا در بساط دیده نمی هست چون صدف

کی چشم خود سفید به آب گهر کنیم

غمگین مباش کز جگر آتشین طبیب

آهی کشیم و چــاره دامــان تر کنیم


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |