در خواب سرد زنگ
فرو بودم
دستی مرا کشید
با خون خصم
دستی مرا جلا داد
من
شمشیر باستانی شرقم
اصحاب آفتاب
بر قبضه قدیمی من کندند :
«یاران مصطفی
شمشیر زرنگار
حمایل نمی کنند...»
شمشیر باستانی شرقم :
پرورده مصاف
بیزار از غلاف!