تبليغاتX
با که گویم ... - نسیم باد نوروزی - حضرت حافظ
با که گویم ...
نوروز یک «فرصت» است. یک فرصت برای آنان که می خواهند تازه شدن را شروع کنند. برای آنان که احساس کرده بودند برای عوض شدن دیر شده است. برای آنان که غافل از گرمای مهر بهاری به سرمای باد پاییزی عادت کرده بودند. برای آنان که از تکرار بیهودگی ها خسته اند و دوست دارند با تمام وجود فریاد بکشند: نقطه ... سر خط!

آری٬ نوروز یک فرصت است. برای همه ی آنان که در «فصل» بهار٬ انتظار «اصل» بهار را می کشند ... و برای آنان که گوششان را خوب تیز کرده اند تا صدای سرود طبیعت و نقاش آن را از پس این تغییر و تحول بشنوند. طنین رمزآلودی که هر سال مکرر می شود : بهار آمد ... زمستان رفتنی است!

فرصتی برای نو شدن

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آنست کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

میی دارم چو جان صافی و صوفی می کند عیبش
خدایا هیچ غافل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان اینست اگر سازی وگر سوزی

به عیب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا حافظ که جاهل را هنی تر می رسد روزی

لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |