تبليغاتX
با که گویم ... - حیرانی - قیصر امین پور
با که گویم ...

با حسن تو حیران غزل خوانی خویشم

من سایه ای از نیمه پنهانی خویشم

تصویر هزار آینه حیرانی خویشم

صد بار پشیمانی و صد مرتبه توبه

هر بار پشیمان ز پشیمانی خویشم۱

عالم همه هرچند که زندان من و توست

از این همه آزادم و زندانی خویشم

تا در خم آن گیسوی آشفته زدم دست

چون خاطر خود جمع پریشانی خویشم

فردایی اگر باشد باز از پی امروز

شرمنده چو حافظ ز مسلمانی خویشم۲

حافظ مگر از عهده وصف تو برآید

با حسن تو حیران غزلخوانی خویشم

*********

۱- مرا به یاد این بیت از آیت الله خامنه ای(امین) می اندازد :
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی / عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم

۲- گر مسلمانی از این است که حافظ دارد / آه اگر از پی امروز بود فردایی (حافظ)


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |