تبليغاتX
با که گویم ... - سرفراز - محمدرضا یاسری(چمن)
با که گویم ...

عشق را سرخوشی از نغمه جان پرور تو

ای که صدپاره چو گل در ره جانان تن توست

ســرخ رو پرچــم اســلام ز پیراهــن توست

سربلند از سر پر نور تو شد نیزه٬ ولی

آن که خم پیش ستمکار نشد گردن توست

هرکجا روشنی از پرتو آزادگی است

به خدا جلوه ای از مشعله ی روشن توست

بیــم بیـدادگـر از نـام و مـرام تـو بـود

که ستم سوز ترین خلق به پیراهن توست

عشق را سرخوشی از نغمه ی جان پرور تو

عقل را روشنی از تابش نورافکن توست

ای حسینی که تو را دامن زهرا(س) پرورد

دست دل های جگرسوخته بر دامن توست

هرچه را داشته ای٬ در ره دین باخته ای

 شاهد و دعوی من٬ پیکر و پیراهن توست

نه همین خوابگهت در حرم کرب و بلاست

که به هـــر دل حقیقــت طلبــد مدفن توست

گرچه خوارست «چمن» بر سر کویت نه عجب

که گل باغ جهان شاخه ای ا گلشن توست


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |