تبليغاتX
با که گویم ... - خوشا سیزیف - سیدعلی موسوی گرمارودی
با که گویم ...

خرسنگ را بر شانه خواری تا قله فراز آورده ام

از دامنه سبز کودکی

از دره های تاریک نوجوانی

از صخره های سرکش بلوغ

وز پرتگاه میانسالی

و اینک بر چکاد فراز آمده ام

خرسنگ همچنان بر دوش؛

و بر ستیغ،

              نه مجال ایستادن،

                        نه راه بازگشت


خوشا سیزیف*

که راه رفته را بازگشت


بر قله پایان ایستاده ام؟

* سیزیف؛ فهرمانی در اساطیر یونان است ولی به سبب حیله گری های خود، به زور به دنیای مردگان برده شد. مجازات سیزیف این گونه بود که او می‌بایست صخره‌ای بزرگ را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قله‌ای بغلتاند. و همیشه لحظه‌ای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، سنگ از دستش خارج می‌شد و او باید کارش را از ابتدا شروع می‌کرد.


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |