میگریزم چون باد
در کشاکش بودن این هستی
رهاتر از همیشه
رها از هر غمی و وحشتی
این منم اسیر سالهای نادانی
تازیانه خورده فرعون سستی و بیهودگی جوانی
واکنون این منم رهاتر از باد
چرا که فارغم از هر بودنی
و دلیل این رهایی
تنها حضور توست
در لحظه های بی پناهی .
