تبليغاتX
با که گویم ... - چند رباعی - طبیب اصفهانی
با که گویم ...

 در بزم تو هرکس که می ناب خورد

دور از تو به جای باده خوناب خورد

  یا رب نرسد ز سنگش آسیب شکست

  جامی که ازو تشنه لبی آب خورد

*****

هرگز دل من به عیش فیروز مباد

بی ناله زار و آه جانسوز مباد

گر روز خوش اینست که یاران دارند

یا رب شب محنت مرا روز مباد

*****

تا از تو ز جور فلک افتادم دور

یکدم دل خویش را ندیدم مسرور

مشتاق توام چون به گلستان، بلبل

محتاج توام چون به صبوحی مخمور

*****

گفتی که کیم؟ گوشه نشینی که مپرس

خو کرده به هجر نازنینی که مپرس

می نوش به شادی و تو خوش باش که من

دارم دلی و دل حزینی که مپرس

*****

ای آنکه چو بگذری تو بر یاد دلم

جز گریه نگیرد ز غمت داد دلم

تا از تو جدا فتادم ای وای به من

یادت نرسد اگر به فریاد دلم


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |