تبليغاتX
با که گویم ... - دیدار یار - امام خمینی
با که گویم ...

عشق نگار، سر سویدای جان ماست

ما خاکسار کوی تو تا در توان ماست

با خلدیان بگو که شما و قصور خویش

آرام مـا به ســایه ســـرو روان ماسـت

فردوس وهرچه هست در آن،قسمت رقیب

رنج و غمی که میرسد از او از آن ماست

با مدعی بگو که تو و جنت النعیم

دیدار یار، حاصل سر نهان ماست

ساغر بیار و باده بریز و کرشمه کن

کاین غمزه روح پرور جان و روان ماست

این باهشان و علم فروشان و صوفیان

می نشنوند آنچه که ورد زبان ماست


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |